تبليغاتX
1313
 

          " تولد مولود کعبه و مولای متقیان حضرت علی ( ع ) بر همه 


                      دوستان مبارک " 

پدر اسطوره تمام سختیها و سخت کوشیها و صبوری در برابر

 تمام مصائب است و برای قدردانی باید هر روز بر دستان

مهربانش بوسه زد . پدر برای همیشه دوستت دارم و روزت مبارک .

 

+ نوشته شده توسط درنا در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 2:49 بعد از ظهر |
 

تو اي مادر که يک عمره  دلت با غصه دم سازه

صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه

مثل يک  طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم

از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم

براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي

براي اشکهاي من هميشه آستين بودي

تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم

به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم

 

 

"روز مادر رو به همه مادرهای دنیا علی الخصوص مادر عزیزم تبریک میگم"

                                                   درنای کوچک تو

 

+ نوشته شده توسط درنا در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 2:28 بعد از ظهر |

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دارتازه از شهر رسيده بودوبسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي 

مشغول باز كردن بسته بود.

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :( كاش يك غذاي حسابي باشد) .

 

اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.

 

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت : توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .

 

مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : آقاي موش ، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد.

 

ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود.

 

موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.! او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريدن شد.

 

سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟

 

در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد  . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند.

 

او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه  دمش در تله گير كرده بود .  همين كه زن به تله  موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند . بعد  از چند روز ، حال وي بهتر شد . اما روزي  كه  به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت : براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .

 

مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد.

 

اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد.

 

روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند.

 

حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!

 

پس اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن.  شايد خيلي هم بي  ربط نباشد!

 

 

+ نوشته شده توسط درنا در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 2:28 بعد از ظهر |

 

گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم   

غافل از اينکه خدا پايين ايستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نيفتيم

 

"ببین ما چقدر از خودمون غافلیم"

 

+ نوشته شده توسط درنا در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 3:55 بعد از ظهر |
بهار

یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول

 

 

الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال .

 

 

سلام و صد سلام به دوستان خوبم

 

از همگی دوستان که در ماههای  گذشته  با نظرات و عقاید و راهنمائیها

 

وتشویقها منو مورد لطف خودشون قرار دادند قدر دانی و تشکر می کنم

 

توی این روزهای آخر سال برای همگی آرزوی موفقیت دارم و

 

پیشاپیش سال نو رو به همگی تبریک عرض می کنم و برای همتون

 

آرزوی خیر و نیکی و خوبی می کنم و امیدوارم سال پر خیر و برکتی رو

 

در کنار خانواده محترمتان داشته باشید .

 

و با شروع سال جدید تحولی نو و خوب رو در زندگیتون تجربه کنید

 

در ضمن موقع تحویل سال ما رو هم فراموش نکنید.

                                                                         " درنا "

 

tabiat-2.jpg

 

+ نوشته شده توسط درنا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |
 

loo3-12.jpg

 

 

"برای کودک درونم "

 

کودک درون شیرین تر از عسل من

 

تو دخترک بسیار باهوش و قشنگ و پرانرژی و شاد و خندانی هستی متاسفم که وقتی بچه

بودی به تو اجازه داده نشد که احساسات پاکت را ابراز کنی و همان طور که می دانی

 بگویی آنچه را که می خواهی را نادیده گرفتم. سعی می کنم و سعی کرده ام که با دقت به

 

 توگوش کنم سعی می کنم به تو توجه کنم . تو هدیه ایی برای این سیاره هستی و من از


 طریق عشق ورزیدن و حمایت از تو به تو کمک می کنم تا عشقت را با جهان تقسیم کنی.

 

 عدم آگاهی پیشین مرا ببخش . کلمات قادر نیستند به تو بگویند که تا چه اندازه برایم


 عزیزی وامیدوارم عشقمان به یکیگررا با هم تقسیم کنیم و اجازه بدهی به ژرفای ضمیر تو


 راه یابم تا باهم رشد کنیم .

 

" کودک درونم به دنیا خوش آمدی و تولدت مبارک "

 

+ نوشته شده توسط درنا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 9:7 قبل از ظهر |

 

شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

 

 لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

 

حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.

 

 ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن.

 

سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده.

 

اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن.

 

 بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش.

 

دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

 

 

زيباترين کلمه "راستي"است... با آن روراست باش.

 

+ نوشته شده توسط درنا در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 2:4 بعد از ظهر |
 

 خوشبختی داشتن " دوست داشتنی " ها نیست : دوست داشتن " داشتنی " هاست .

+ نوشته شده توسط درنا در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 8:12 قبل از ظهر |

 

پروردگارا من را ابزار آرامش خويش قرار ده.بگذاردر هر کجا که

 

نفرت است عشق درو کنم .هر جا آسيب است عفو ،

 

 

           هر جا شک است ايمان ،

 

                      هر جا نواميدي است اميد.

 

                                هر جا تاريکي است نور

 

                                       و هر جا غم است سرو.

 

       پروردگار عالم به من لطف کن تا بيشتر در پي تسکين بخشيدن

 

 باشم تا آرام شدن همانطور که مي فهمم فهميده شوم. همانطور که 

 

دوست دارم دوست داشته شوم زيرا دراثر دادن است که دريافت


 مي کنم،
 دراثربخشيدن است که بخشيده مي شوم در مرگ خود است

 

که در زندگي جاويدان متولد مي شوم. 

 

+ نوشته شده توسط درنا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 12:11 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط درنا در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 4:1 بعد از ظهر |